تبلیغات
تا ظهور

تا ظهور
بیایید خودمان را برای ظهور آقایمان آماده کنیم
یکی از دوستام خیلی خانواده مذهبی داره. دایی هاش همه تو جبهه کاره ای بودن، پسر عموی مادرش فرمانده کل گروهان تخریب بود و . . .
میگفت داییم میگه: تو یه عملیاتی عراقیا ما رو به طور وحشتناکی قیچی کردن. با همه چی افتاده بودن به جونمون. از بالا هلیکوپتر داشت همینجوری رگباری شلیک میکرد و همه رو میزد. منم یه تیر خورد تو پام و یه تیر خورد تو کتفم و ترقوه ام رو شکست. افتاده بودم زمین، دیدم سربازای عراقی دارن تیر خلاص رو به اونهایی که رو زمینن میزنن. منم یه لحظه بی هوش شدم دیدم یه مرد بزرگ هیکل وایساده جلوم. بهم گفت میخوای شهید بشی یا نه؟ منم هول شدم گفتم نمیدونم باید فکر کنم. اونم گفت بدو بدو میخوای یا نه؟ منم که هول شده بودم ترسیدم گفتم نه نمیخوام. همون لحظه به هوش اومدم و دیدم سربازه منو رد کرده.

این داستان رو براتون تعریف کردم که بگم حواستون باشه. به قول خود دوستم شهادت خیلی خوبه ولی زوری که نیست!
اگه میخوای شهید بشی باید جنمشو داشته باشی . . .

و السلام علیکم و رحمة الله



طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: شهادت، شهادت زوری نیست، شهید، شهدا، شهداء،
[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 06:14 ب.ظ ] [ علی خواجه نجفی ]
درباره وبلاگ

به انتظار ننشینیم ، به انتظار بایستیم

توجه: کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع *هیچ مانعی* ندارد.
نظر سنجی
  • برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات بفرستید.









  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب